شرایط ظهور امام زمان(عج)

مى گویند امام مهدى(عج) زمانى ظهور مى کند که شرایط آن فراهم شود ؛ با توجه به وضعیت فعلى جهان آیا مى توان گفت ظهور نزدیک است و نیز شرایط فراهم است؟


شرایط به امورى گفته مى شود که تحقق ظهور وابسته به وجود آنهاست و تا آنها محقق نشوند، ظهورى در کار نخواهد بود. اما علایم و نشانه ها، آن دسته رویدادها و حوادثى است که براساس گفته پیشوایان معصوم، قبل و یا در آستانه ظهور واقع خواهد شد و تحقق هر کدام نوید نزدیک بودن قیام حضرت را مى دهد. براین اساس انقلاب جهانى امام علاوه بر این که داراى علایم و نشانه هایى است که پیش از وقوع آن روى مى دهد، داراى یک سرى شرایط و بایسته هایى است که با تحقق آنها، قیام اتفاق خواهد افتاد. در رابطه با این انقلاب و یا هر انقلاب واقعى دیگر، چند شرط متصور است.

یک. قانون و برنامه کامل و جامع

مى دانیم که زندگى بشرى به خصوص در عصر حاضر با کاستى ها و دشوارى هاى فراوانى رو به رو بوده و مهم ترین خواسته ها و نیازهایش از جمله عدالت، معنویت و رفاه واقعى است هیچ مکتب و دولت و انقلابى نیز نتوانسته به طور اساسى مشکلات بشر را برطرف کند و اگر موفقیتى داشته در بعضى از ابعاد و محدود بوده است. در واقع براى رفع همه کاستى ها و تحقق اهداف عالى جامعه بشرى نیاز به یک برنامه کامل و جامع است که تاکنون هیچ یک از مکاتب و نحله هاى بشرى نتوانسته اند آن را ارائه دهند و این تنها در کتاب آسمانى (قرآن) وجود دارد که حضرت مهدى(عج) مبیّن آن و تحقق بخش تمامى آموزه هاى آن با یک انقلاب جهانى خواهد بود.
یک انقلاب براى در هم شکستن وضع موجود و برقرارى وضع مطلوب به دو برنامه نیاز دارد:
1. برنامه اى جامع براى مبارزه با مشکلات و تغییر وضع موجود.
2. قانون متناسب براى حرکت جامعه به طرف وضعیت مطلوب و براساس نیازهاى واقعى جامعه.
قیام حضرت مهدى(عج) نیز این شرط لازم را دارد. برنامه انقلاب جهانى آن حضرت مبارزه پیگر و جدى با حکام جور و سردمداران فکرى و نظامى جامعه بشرى و نابودى کامل فساد و ظلم و کفر است. آن حضرت هم داراى این برنامه و هدف است و هم براساس پیش بینى هاى قرآنى و روایى موفق و پیروز خواهد بود.
برنامه حضرت در قسمت دوم، براساس عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر است که کامل ترین و بهترین برنامه زندگى انسانى است. این قانون جامع، متناسب با همه نیازهاى جامعه و ضامن تمام حقوق فردى و اجتماعى در یک نظام عادلانه حکومتى است.
پیامبر (صلی الله علیه وآله)  مى فرماید: «سیره و سنت او، سنت من است مردم را بر دین و آیین من به پا خواهد داشت و آنان را به کتاب پروردگارم دعوت مى کند»[1].

دو. رهبرى مقتدر و توانمند

شرط دیگر براى پیدایش یک انقلاب وجود رهبر و پیشوایى آگاه، توانمند و دلسوز است تا با آشنایى کامل از اهداف، برنامه ها، زمینه ها و موانع، با مدیریتى صحیح و قاطع، حرکت انقلابى را راهبرى کند و تا آخرین نفس ادامه دهد. هم چنین بتواند فرمان روایى جهان را در دست گرفته و عدالت را در آن گسترش دهد. انقلاب عظیم مهدوى، به یقین داراى این شرط است. حضرت مهدى(عج) با توجه به مقام امامت شان، مسلما شایستگى چنین منصبى را دارد و مى تواند چنین مسئولیتى را بر عهده بگیرد.

سه. یاران ایثارگر و مجریان توانمند

شرط دیگر یک انقلاب وجود یارانى فداکار است که با آشنایى نسبت به برنامه ها و اهداف و اعتقاد به آنها تا آخرین لحظه، از رهبر و انقلاب دست بر ندارند و آماده هر گونه فداکارى باشند.
قیام جهانى امام مهدى نیز نیاز به یارانى دارد که ضمن آشنایى و اعتقاد به امام و دین تا آخرین لحظه فداکارى کنند. این جمعیت خالص و مخلص که اصحاب حضرت را تشکیل مى هند، نقش جدى و قابل توجهى در رهبرى سپاه و فتح کشورها و اداره مناطق و سرزمین ها ایفا خواهند کرد.
امام جواد (علیه السلام)  در این زمینه مى فرماید: «اصحاب مهدى به سوى او اجتماع مى کنند که سیصد و سیزده نفراند ؛ به تعداد اهل بدر از نقاط مختلف زمین... وقتى این عده جمع شدند، خدا امر او را ظاهر مى کند و چون عده کامل شد که ده هزار نفراند، به اذن خدا خروج مى کند»[2].
چه بسا این شرط هنوز تحقق نیافته و تعداد یاران آن حضرت - به خصوص اصحاب خاص - کامل نشده است تا قیام نیز صورت گیرد.

چهار. آمادگى عمومى و بالارفتن سطح رشد و فهم مردم

یکى دیگر از شرایط یک انقلاب و تحقق آن، پذیرش مردمى و قابلیت آنان است، اگر مردم آن را نخواهند، و شرایط فکرى و روانى فراهم نباشد، آن قیام به سرانجام نمى رسد ؛ چنان که نهضت الهى امام حسین (علیه السلام)  به جهت عدم همراهى مردم در ظاهر شکست خورد و آن حضرت به شهادت رسید.
قیام حضرت مهدى(عج) نیز این شرط را لازم دارد. مردم باید به حدى از رشد و آگاهى رسیده باشند که پذیراى حرکت اصلاحى و قیام بزرگ منجى عالم بشریت باشند. وجود این آمادگى از شرایط بسیار مهم براى ظهور مصلح موعود است ؛ چرا که با وجود آن، حرکت اصلاحى حضرت به نتیجه خواهد رسید.
از میان چهار شرط یاد شده، دو شرط فراهم است و آن طرح و برنامه کامل براى اداره جهان و وجود رهبر شایسته و کارآمد است. اما شرط سوم و چهارم نیز لازم است فراهم شود و مردم آمادگى پذیرش انقلاب او را داشته باشند.
براین اساس مى توان تفاوت هاى میان شرایط و علایم ظهور را چنین شمارش کرد:
1. رابطه ظهور با شرایطش واقعى است. یعنى تا آنها نباشند ظهور هم اتفاقى نمى افتد حال آن که علایم، دلالت بر ظهور مى کنند و از امکان و نزدیکى وقوع چنین حادثه عظیمى خبر مى دهند.
2. شرایط ظهور با هم ارتباط متقابل و واقعى دارند، حال آن که ارتباط خاصى میان نشانه هاى ظهور مشاهده نمى شود.
3. شرایط ظهور همگى با هم باید در یک زمان محقق باشند حال آنکه علایم ظهور، به طور طبیعى طى ماه ها و سال ها و قرن ها رخ مى دهند.
4. شرایط ظهور باید مداومت داشته باشند و شرط بقاى ظهورند، حال آنکه نشانه هاى ظهور در زمانى خاص رخ مى دهند و نه لزوم و نه امکان دارد که آن شرایط در مدت زمانى طولانى واقع شوند و وقوع آنها ادامه یابد.
5. شرایط ظهور تنها در زمان ظهور است که به حد اعلاى خود مى رسند ؛ حال آن که تمامى نشانه ها به مرور پیش از ظهور رخ مى دهند.
6. همه شرایط ظهور باید متحقق باشند ؛ با آنکه نشانه هاى ظهور لازم نیست که همه شان رخ بدهند و تنها حدوث علایم حتمى کافى است و بقیه به نزدیکى ظهور دلالت مى کنند و اگر پیش ازظهور رخ ندهند، مشکلى در امر ظهور پیش نمى آید[3].

پی نوشت :
[1]. کمال الدین، ج 2، ب 39، ح 6.
[2]. کمال الدین، ج 2، باب 37، ح 2.
[3]. تاریخ غیبت کبرى، ص 399-396 ؛ شش ماه پایانى، ص 223-222.

منبع این نوشته : منبع
ظهور ,شرایط ,حضرت ,انقلاب ,قیام ,برنامه ,شرایط ظهور ,حضرت مهدى ,نشانه هاى ظهور ,برنامه کامل ,قیام حضرت

آیا ظهور در گروی تکمیل ۳۱۳ یار است؟!

ظهور امام زمان (عج)، یک انقلاب جهانی و فراگیر و گسترده و دارای ابعاد و زوایای مختلفی است که تنها با شکل گیری یک یا دو بعد آن، نمی توان حکم به فراهم بودن شرایط و عوامل ظهور کرد!

حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

پاسخ روشن این است که ظهور امام زمان (عج)، یک انقلاب جهانی و فراگیر و گسترده و دارای ابعاد و زوایای مختلفی است که تنها با شکل گیری یک یا دو بعد آن، نمی توان حکم به فراهم بودن شرایط و عوامل ظهور کرد!

مساله یاران امام زمان(عج) نیز چنین است؛ یعنی درست است که آن حضرت(عج) هنگام ظهور، دارای یارانی کارآمد و پرتوان و خالص است؛ اما کیفیت آن مشخص نیست.

درباره 313 تن نیز گفتنی است که به نظر می رسد این عدد ویژگی خاصی نداشته باشد و دلیل مشهور شدن این عدد وجود برخی روایات است که تاکید کرده اند شمار یاران امام زمان(عج) به تعداد یاران رسول خدا (ص) در جنگ بدر است و چون در تاریخ نقل شده که تعداد اصحاب پیامبر(ص) در جنگ بدر 313 تن بوده است، این قضیه مشهور شده که تعداد یاران امام زمان(عج) هم 313 نفر است.

به روشنی باید بدانیم که مانور دادن روی این تعداد و غافل شدن از ابعاد مختلف آن و حتی دیگر نیروهای انقلابی و مبارز، درست نیست و پررنگ کردن عدد 313 یار خاص، صحیح به نظر می رسد! هر چند این افراد، از فرماندهان و بزرگان این انقلاب هستند؛ اما تکمیل شدن آنان، کار سختی نیست و آنان در حد خود، مسائل انقلاب جهانی مهدوی را پیش خواهند برد؛ چنان که امام صادق (ع) می فرمایند: «گویا می نگرم قائم را بر منبر کوفه و 313 تن یارانش را که پیرامونش گرد آمده و به شمار اهل بدر هستند.» (کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 672).

اما شرط مهم ظهور و انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) تکمیل حلقه ۱۰هزار تن (تا دوازده هزار و پانزده هزار تن) نیروی انقلابی و مجاهد است که نقش اساسی در موفقیت و پیروزی انقلاب حضرت مهدی(عج) ایفا می کنند.

ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل می کند که حضرت(ع) فرمودند: «تا حلقه کامل نگردد، قائم(عج) خروج نمی کند.» گفتم کامل شدن حلقه به چند نفر است: فرمودند: «ده هزار نفر.» (کتاب الغیبه، ص 307) همچنین می فرمایند: «313 تن با او بیعت می کنند. او تا هنگام کامل شدن ده هزار نفر در مکه اقامت کرده، سپس رهسپار مدینه می شود.» (ارشاد مفید، ج 2، ص 383).

در برخی روایات دیگر نیز به دوازده تا پانزده هزار نفر اشاره شده است. امیرالمومنین امام علی (ع) فرمودند: «مهدی(عج) میان دوازده تا پانزده هزار یاور قیام خواهد کرد.» (اعلام و الفتن، ص 65) . پس باید بدانیم که اهمیت شکل گیری نیروی مبارز اولیه (ده هزار تن) نه تنها کمتر از 313 تن نیست بلکه چه بسا ضرورت وجود آنها بیشتر باشد. تا اینان تکمیل نشود، حضرت مهدی(عج)، قیام و انقلاب خود را شروع نخواهد کرد و البته تا زمان حضور آن حضرت(عج) در عراق این تعداد به میلیون ها تن بالغ خواهد شد.

منبع این نوشته : منبع
امام ,هزار ,انقلاب ,حضرت ,زمان ,ظهور ,امام زمان ,انقلاب جهانی ,یاران امام ,حضرت مهدی ,پانزده هزار

منتقم خون سیدالشهدا علیه السلام

در مورد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفته می شود که انتقام خون سیدالشهدا (علیه السلام) را خواهد گرفت. این انتقام از چه کسانی و به چه صورت خواهد بود؟

طبق عقاید شیعه و روایات رسیده امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از ظهور هم از قاتلان و ظالمین در حق اهل بیت(علیهم السلام) انتقام خواهد گرفت و هم از کسانی که در زمان ظهور در قید حیات بوده و به جنایت و ظلم دشمنان اهل بیت(علیهم السلام) راضی هستند،توضیح اینکه:
در ادبیّاتِ معارفِ شیعه، چنین آمده است که: پس از ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عده ای از خالص ترین مؤمنان و پلیدترین کافران به دنیا «بازگشت» می نمایند. چنین بازگشتی را «رَجعت» می نامند و صرفاً شاملِ همان افرادی است که ایمان یا کُفرشان در بالاترین درجه باشد و اگر شخصی به این میزان نرسیده باشد، در زُمره «رَجعت یافتگان» نخواهد بود.[۱]

در ضمن جای تردید نیست که ستمگران به اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، مصداق کُفر و شرک اند؛ تا جائی که در احادیث آمده است:
«هر کس در کفر دشمنان و ستمگران به ما اهل بیت شک کند، کافر است»![۲]
با در کنار هم قرار دادنِ این پیام و روایت پیشین، نتیجه می گیریم این افراد ـ حتماً ـ به دنیا بازگشت کرده و به دست یداللهیِ حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ با گوشه ای از جزایِ دنیاییِ بَرخی اعمال خود مواجه می شوند.
همچنین خداوند از افرادی که به شهادت امام حسین(علیه السلام)رضایت دارند، به وسیله امام مهدی(علیه السلام) انتقام می‌گیرد. ما در زیارت امام حسین(علیه السلام) هم به قاتلان نفرین می‌کنیم و هم به کسانی که هر چند در جنگ شرکت نداشتند، ولی این عمل را پسندیده و پذیرفتند.

در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که راوی می‌گوید: “از امام در رابطه با کلام امام صادق(علیه السلام) پرسیدم که می‌فرماید: قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرزندان قاتلان امام حسین(علیه السلام) را می‌کشد، این کلام با آیه “وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرى” چگونه معنا می‌شود؟ فرمود: اینها راضی به فعل پدران بوده و به آن افتخار می‌کنند، و کسی که راضی به فعلی باشد مانند کسی است که انجام داده است. (۳).شاید بتوان گفت آنچه حقیقت فعلی آدمی را شکل می‌دهد، همان نیات و افکار او است که باعث تحرک انسان در مسیر حالات درونی می‌شود.

در توضیح این روایت باید گفت:
طبق روایات رسیده از ائمه معصومین(علیهم السلام) کسانی که به عملکرد شخص یا گروهی راضی و خشنود باشند با آنها در آن کار شریک می باشند.
امام صادق (علیه السلام) : به خدا سوگند قائم ما آل محمد (ص) همه دودمان و نسل کشندگان حضرت حسین (علیه السلام) را میکشد چون به عمل پدرانشان راضی هستند.(۴) یعنی چون ذریه آنها می شنوند کردار ناشایسته پدران خود را و راضی به آن عمل میگردند، به این جهت استحقاق عقوبت پیدا میکنند.
پس از پیروزی که خداوند در جنگ جمل نصیب حضرت علی (علیه السلام) فرمود ، یکی از یاران آن جناب گفت : دوست داشتم برادر من فُلان با ما ، در این کارزار حاضر بود تا می دید چگونه خداوند شما را بر دشمنانت پیروزی عطا نمود.
حضرت فرمود آیا میل و محبت برادر تو با ما است؟ گفت آری ، فرمود او هم در این جنگ با ما بوده. و ( از دوستداران ما حتی ) کسانی که در صلب مردها و رحم زنها ، هستند (مانند آنست که) در سپاهیان ما به همراهی ما حاضر بوده اند، زود است که روزگار ایشان را مانند خونی که از بینی انسان ناگهان بیرون آید به وجود آورده ظاهر گرداند، و به سبب (خدمات و ترویج ) ایشان ، ایمان قوت گیرد ( و دشمنان ما ، در دست آنان مغلوب شوند ).(۵)
انتهای پیام

پی نوشت:
[۱] . انما یرجع الی الدنیا قیام القائم ـ علیه السلام ـ من محض الأیمان محضا او محض الکفر محضا. فاما من یَسوی هذین فلا رجوع لهم الی یوم الحساب. بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۵۴، ب ۸، ح ۸۷؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۳۸٫
[۲] . بحار، ج ۲۷، ص ۶۲؛ وسایل الشیعه، ج ۲۸، ص ۳۴۵؛ اعتقادات شیخ صدوق(ره) ۸۰ـ۷۹٫
[۳]. تفسیر برهان، ج۴، ص۵۵۹، ذیل آیه‌ی ۳۳ اسراء.
[۴]. ثواب الاعمال عقاب الاعمال صفحه ۴۸۵٫
[۵]. ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام صفحه ۶۳٫

منبع این نوشته : منبع
السلام ,علیه ,امام ,راضی ,حضرت ,حسین ,علیه السلام ,علیهم السلام ,حسین علیه ,فرجه الشریف ,الله تعالی

بیگ بنگ یا انفجار بزرگ چیست؟

big bang

در طول پنج قرن گذشته از قدرت مشاهدات و آزمایش‌ و استدلال‌های ریاضی استفاده کرده‌ایم تا سد باورهای اشتباه گذشته را بشکنیم. نوع بشر راهی طولانی و پر فراز و نشیب را در تغییر درک خود از عالم، پشت سر گذاشته است. از عالمی که زمین کوچک مرکز آن بود تا کیهان وسیعی که صدها میلیارد کهکشان چون ذرات گرد و غبار در آن پراکنده‌اند. سر آغاز این هستی به وسیله نظریه بیگ بنگ شرح داده شده است.

نظریه بیگ بنگ «مهبانگ یا انفجار بزرگ» ، یک مدل کیهان شناسی است که تاکنون از دیدگاه آزمایشات و رصدهای نجومی توانسته است بیشترین تائیدات را از سوی جامعه علمی بین المللی به دست آورد. کیهان شناسان با اصطلاح بیگ بنگ به شرح و تفسیر این ایده می پردازند که جهان از یک حالت نخستین بی نهایت گرم تشکیل شده و تمام کائنات در یک هسته اتم یاحتی کوچکتر از آن جای داشت و در یک لحظه این فضا و زمان آغاز می شود یعنی اینکه یک انفجار بزرگ ( بیگ بنگ ) که حاصل گرانش شدید ناشی از فشردگی بوده، شروع شد.

big bang

ادوین هابل کاشف انبساط کیهان

بطور کلی امروزه چنین پذیرفته می شود که فضا، زمان، ماده، انرژی و قوانین طبیعت جملگی با بیگ بنگ پا به عرصه وجود گذاشته اند. شاهد و دلیل وجود بیگ بنگ، قانون مشاهده شده هابل است. ادوین هابل (Edwin Hubble) در سال 1929 از طریق مشاهدات خود و بررسی روی انتقال به سرخ 24 کهکشان و مقایسهٔ آنها با یکدیگر به این نتیجه رسید که کهکشان‌های دورتر با سرعت بیشتری در حال دور شدن هستند، همانطوری که معادلات اینشتین پیش بینی کرده بودند. دانشمندان به این فکر افتادند که اگر جهان در حال انبساط باشد، پس احتمالا آغازی دارد. اگر این کهکشان ها در گذشته های دور، به زمین خیلی نزدیک تر بودند. اگر حرکت کهکشان ها در زمان گذشته را در ذهن خود مسیریابی کنیم ، نه تنها به زمانی می رسیم که جهان آغاز شده، بلکه به این مفهوم می رسیم که کلیه کهکشان ها باید از یک حجم کوچکی شروع به حرکت کرده باشند.

ثابت هابل ( H ) که یکی از مهمترین ثابت ها در علم کیهان شناسی محسوب می شود، نشان می دهد که جهان با چه سرعتی در حال انبساط است. به عنوان مثال، نوار ویدئویی ضبط شده از یک انفجار را در نظر بگیرید. در ویدئوی ضبط شده، ذرات ناشی از انفجار را در حال دور شدن از مرکز انفجار می بینیم. به این ترتیب می توانیم سرعت دور شدن ذرات را از مرکز انفجار محاسبه کنیم. ولی از طرف دیگر همچنین می توانیم ویدئو را به عقب باز گردانیم تا لحظه ای که تمام ذرات در یک نقطه متمرکز شوند. از آنجایی را که سرعت انبساط را از قبل می دانیم، می توانیم به عقب بازگشته و زمانی را که در آن انفجار رخ داده است را محاسبه کنیم.

big bang

این گرافیک زمان بندی شکل گیری جهان را طبق نظریه بیگ بنگ و تورم کیهانی نشان می دهد.

خط زمانی بیگ بنگ و کیهان شناسی  نوین

 



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
منبع این نوشته : منبع
انفجار ,کیهان ,جهان ,کهکشان ,هابل ,انبساط ,محاسبه کنیم ,مرکز انفجار ,ادوین هابل ,کیهان شناسی ,انفجار بزرگ

آیا غیر مسلمانان هم به بهشت می رود؟



چه کسانی به بهشت می روند,اصول دین

 

در مورد قیامت و محاسبه اعمال پیروان غیر اسلامی لازم است گذرا اموری را متذکر شویم،

 بدین شرح:
1 - دین حق در هر زمانی یکی بیش، نیست، بنابر این معنا ندارد بعد از بعثت پیامبر اسلام(صلی  الله علیه و آله) و با توجه به خاتمیت آن حضرت، دینی غیر از اسلام مورد قبول درگاه خداوندی باشد (و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه) (1)

2 - رستگاری در جهان آخرت به دو چیز (عمل صالح و اعتقاد راستین به خدا) وابسته است. اگر  فردی از عمل پسندیده بهره‏مند باشد و نسبت به مبدأ و قیامت باوری درست داشته باشد و به تعبیر قرآن از قلبی سلیم بهره‏مند باشد، در قیامت رستگار می‏گردد. "یوم لا ینفع مال  و لا بنون إلّا من أتی اللَّه بقلب سلیم".(2)

3 - در جهان بینی اسلامی این باور آمده است که خداوند با بندگانش به عدل حکم می‏کند و به  متقضای آن عذاب الهی بعد از اتمام حجت است، یعنی خداوند حکیم و عادل بعد از آن که راه حق را برای انسان‏ها تبیین نمود (توسط حجت‏های باطن و ظاهری) آن گاه آنان را به حساب و کتاب عمل فرا می خواند. (ماکنا معذّبین حتی نبعث رسولاً)

به مقتضای این آیه کسانی که حجت بر آنان تمام نشده است و نتوانستند دین حق را بشناسند و در نتوانستن تقصیری نداشتند، از این جهت مشمول عذاب الهی قرار نمی‏گیرند.

4 - در فرهنگ اسلامی کفر چند معنا دارد که یکی از آن‏ها عناد و انکار حقایق است و این در قیامت  باعث عقوبت می‏گردد، نه کفری که از روی نادانی و از قصور و استضعاف فکری باشد که در این صورت ممکن است مشمول رحمت الهی قرار گیرد.(4)

5 - هر فعلی دو جنبه دارد: یکی از جهت وجود خارجی آن و دیگری از جهت وجود داخلی یا انگیزه  فاعل و نیّت. فعلی که از هر دو جهت خوب و ارزشمند باشد، یعنی هم از حُسن فعلی بهره‏مند باشد(مانند خدمت به مردم) و هم از حُسن فاعلی (یعنی با انگیزه الهی و به خاطر خدمت به مردم)، چنین فعلی آدمی را در قیامت رستگار می‏کند. حال اگر عملی از غیر مسلمان از حُسن فعلی و حُسن فاعلی بهره‏مند باشد، به مقتضای حکم عقل و روایات اسلامی احتمال نجات در این گونه افراد وجود دارد.(5)


6 - یک سری امور ممکن است اعمال پسندیده را نابود کند که از آن‏ها به "حبط اعمال" یا آفت اعمال  یاد می‏شود، ممکن است غیر مسلمان کار خوبی انجام دهد و در پی حق باشد، ولی بعد از آن با ارتکاب یک سری امور، اعمال خوب گذشته‏اش را نابود کند. (6)

با بیان این امور می‏گوییم: اگر بعد از بعثت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) غیر مسلمان(اعم از یهودیان، مسیحیان و دیگران) که:

اولاً: در پی شناخت و یافتن دین حق برآیند، نه در پی انکار و عناد، و بدون این که تقصیری داشته باشند، نتوانند به حقانیت دین اسلام نایل گردند،

ثانیاً: با شناختی که به حقانیت دینشان دارند، حال دینشان دین حضرت مسیح باشد یا دین حضرت عیسی و یا غیر آن به دستورهای آن نیز پای بند باشند،

ثالثاً کارهایی که انجام می‏دهند، هم از حسن فعلی بهره‏مند باشند و هم از حسن فاعلی،

رابعاً: بعد از آن کارهای نیکشان به آفت‏ها (؛ یعنی حبط اعمال) دچار نشده باشد: در این صورت این گونه افراد که به تعبیر شهید مطهری مسلمان فطری هستند) (77) بعید نیست در آخرت در زمره نجات یافتگان از دوزخ قرار گیرند. این به مقتضای عدل و حکمت خداوندی است که روایات اسلامی این سخن را تصدیق می‏کند(8)


شهید مطهری در این باره می‏گویند: "اگر کسی دارای صفت تسلیم باشد و به عللی حقیقت اسلام بر او مکتوم مانده باشد و او در این باره بی تقصیر باشد، هرگز خداوند او را معذّب نمی‏سازد، او اهل نجات از دوزخ است" (9) نیز گفته است:

 

"به نظر من اگر افرادی یافت شوند که نیکی به انسان‏های دیگر و حتی نیکی به یک جاندار اعم از انسان یا حیوان را بدون هیچ چشم انتظاری انجام دهند و حتی در عمق وجدان خود از آن جهت خدمت نکنند که چهره خود را در آیینه وجود محرومین می‏بینند، یعنی ترس از این که روزی چنین سرنوشتی داشته باشند، عامل محرک آن‏ها نباشد، بلکه طوری انگیزه احسان و خدمت در آن‏ها قوی باشد که اگر بدانند هیچ گونه سودی عاید آن‏ها نمی‏شود، حتی یک نفر هم از کار آن‏ها آگاه نمی‏گردد و احدی به آن‏ها یک "بارک اللَّه" هم نخواهد گفت، باز هم آن کار خیر را انجام می‏دهند و تحت تأثیر عادت و امثال آن هم نباشد، باید گفت:

در عمق ضمیر این انسان‏ها نوری از معرفت خداوند هست و به فرض این که به زبان انکار کنند، در عمق ضمیر اقرار دارد، افکارشان در واقع و نفس الامر انکار یک موهومی است که آن را به جای خدا تصور کرده‏اند و یا انکار یک موهوم دیگری است که آن را به جای بازگشت به خدا و قیامت تصور کرده‏اند ،نه انکار خداو معاد واقعی... بنابر این بعید نیست که این گونه کسان واقعاً و عملاً در زمره اهل کفر محشور نگردند، هر چند لساناً منکر شمرده می‏شود، واللَّه اعلم"(10)


منبع این نوشته : منبع
آن‏ها ,انکار ,فعلی ,قیامت ,یعنی ,باشد، ,گونه افراد ,روایات اسلامی ,حُسن فاعلی ,داشته باشند، ,شهید مطهری ,بعثت پیامبر اسلام

آیا شیطان به دست حضرت مهدی علیه السلام کشته خواهد شد؟

درباره اینکه مرگ ابلیس، سرکرده شیاطین، چگونه و چه وقت خواهد بود و اینکه آیا کسى او را مى کشد یا خودش مى میرد، نظرات گوناگونی وجود دارد از جمله اینکه به دست مبارک حضرت مهدی علیه السلام به هلاکت می رسد. در این نوشتار به بررسی این موضوع می پردازیم.

شیطان

پایان مهلت شیطان چه وقت است

در قرآن کریم آمده است وقتی شیطان به علّت سجده نکردن بر انسان از پیشگاه الهی رانده شد به خداوند عرض کرد: پروردگارا! تا روزى که انسان ها برانگیخته مى شوند به مهلت بده. خداوند فرمود: «فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ * إِلىَ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم؛ تو از مهلت یافتگانى، تا زمانى معین و معلوم » (سوره ص، آیات 79-81) امّا "در اینکه منظور از «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم»، چه روزى است، مفسران احتمالات متعددى داده اند:
بعضى گفته اند منظور پایان این جهان و بر چیده شدن دوران تکلیف است، چرا که بعد از آن، طبق ظاهر آیات قرآن، همه جهانیان از بین میروند و تنها ذات پاک خداوند باقى مى ماند، بنابر این تنها به مقدارى از درخواست ابلیس موافقت شد.
بعضى دیگر احتمال داده اند که منظور از وقت معلوم زمان معینى است که تنها خدا مى داند، و جز او هیچکس از آن آگاه نیست، چرا که اگر آنوقت را آشکار مى ساخت ابلیس تشویق به گناه و سرکشى بیشتر شده بود.
بعضى نیز احتمال داده اند منظور روز قیامت است چرا که او مى خواست تا آن روز زنده بماند تا از حیات جاویدان برخوردار گردد و با نظر او موافقت گردید، به خصوص اینکه تعبیر به یوم الوقت المعلوم در آیه 50 سوره واقعه درباره روز قیامت نیز آمده است. ولى این احتمال بسیار بعید است ، چرا که اگر چنین مى بود باید خداوند به طور کامل با درخواست او موافقت کرده باشد، در حالى که ظاهر آیات فوق این است که بطور کامل با درخواست او موافقت نشده و تنها تا یوم الوقت المعلوم موافقت شده است. و به هر حال تفسیر اول با روح و ظاهر آیه از همه موافقتر است، و در بعضى از روایات که از امام صادق علیه السلام نقل شده نیز به این معنى تصریح گردیده است." (تفسیر نمونه، ج11، ص71)


مرگ شیطان، در زمان ظهور یا پس از نفخه اول صور

در روایتی نقل شده است که شخصی در مورد جمله «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» که در آیه مذکور آمده، از امام صادق علیه السلام سوال کرد، حضرت فرمود: «وقتی که قائم ما ظهور کند و به حجر کوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید: «یا ویل من هذا الیوم؛ ای وای از این روز.» آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاکت می رساند.(اثبات الهداة، ج7، ص101)

 این احتمال وجود دارد کشته شدن شیطان همان قطع نفوذ او است و مرگ حکومت و تزویز او. یعنی منظور از کشته شدن شیطان این است که ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حکومت امام مهدی علیه السلام نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حکومت می کند.

اما آن حضرت در حدیث دیگرى مى فرمایند: «شیطان بین نفخه اول و دوم صور اسرافیل مى میرد.» (بحارالانوار، ج 60، ص 244)
در این میان برخی به اشتباه دچار خلط شده اند و گفته اند که "متن این دو روایت با یکدیگر معارض است، و جمع کردن آنها با یکدیگر ممکن نیست. زیرا هنگام ظهور حضرت ولى عصرعلیه السلام تا نفخه صور بسیار فاصله است، و طبق اعتقاد شیعه بین زمان ظهور و نفخه صور، رجعت نیز وجود  دارد؛ و چون دومین روایت بیشتر نقل شده است و در سند آن مؤیّداتى وجود دارد، موجب مى شود تا آن بر نخستین روایت ترجیح داده شود؛ پس کشته شدن شیطان توسط امام زمان علیه السلام دلیل محکمى ندارد."
اما می توان گفت این دو روایت تعارض ندارند و سبب خلط به خاطر آن است که برای مرگ ابلیس نتوانسته اند دو مرگ را قائل شوند. همانطور که انسانها از دنیا رحلت می کنند -یعنی یک زمان مشخص برای مرگ دارند، و پس از آنکه در برزخ حاضر شدند تا زمان دمیده شدن صور و بر پایی قیامت در آنجا مستقر اند- پس از دمیده شدن صور همین افراد نیز خواهند مرد -البته باید توجه کرد که مرگ، در دو نشئه مختلف است- حال می توان برای شیطان دو مرگ متصور شد در این صورت نه تنها روایات متعارض نیستند بلکه دو مطلب جداگانه را می خواهند اثبات نمایند.

اگر شیطان نباشد پس امتحان بندگان چه می شود

عده ای هم ادعا کرده اند که " «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» پس از اتمام زندگی انسانها خواهد بود، چون انسان باید بین خوبی ها و بدی ها وسوسه ای داشته باشد تا انتخاب کند و دارای اجر و یا عذاب شود و اگر شیطان در عصر ظهور کشته شود با تکلیف انسانی در تعارض است."
در پاسخ باید گفت در آن زمان، آزادی و اختیار از انسانها گرفته نمی شود؛ چنانکه مرحوم علامه طباطبایى مى فرماید: «ملازمه اى بین تکلیف انسان و وجود شیطان براى اغواگرى او وجود ندارد؛ پس چنین نیست که تا انسان مکلّف است در پى گمراه کردن او باشد؛ زیرا ممکن است خداوند، جامعه انسانى را صالح گرداند و فساد را ریشه کن کند، و مردم جز پروردگار کسى را نپرستند، در این صورت شیطان نمى تواند کسى را گمراه کند.»(المیزان، ج ۱٢، ص 128) به عبارت دیگر هر چند وجود شیطان سبب افزایش وسوسه خواهد بود اما تمام وسوسه با شیطان نیست بلکه نفس اماره هم اگر شیطان نباشد، انسان را به امور ناپسند وسوسه می کند پس این قول هم بسیار ضعیف هست و نمی توان بدان توجه کرد.

روایتی دیگر از مرگ شیطان

برخی می گویند که "کشته شدن و نابودی شیطان همانند کشته شدن و نابودی انسان نیست؛ شیطان مانند ما جسم ندارد تا کشته شود" در صورتی که باید توجه نمود علاوه بر اینکه طبق قولی شیطان چون از جن است، مثل آنها می توان برای او مرگ و کشته شدن نیز تصور کرد.

وقتی که قائم ما ظهور کند و به حجر کوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید: «یا ویل من هذا الیوم؛ ای وای از این روز.» آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاکت می رساند.

همچنین این احتمال وجود دارد کشته شدن شیطان همان قطع نفوذ او است و مرگ حکومت و تزویز او. یعنی منظور از کشته شدن شیطان این است که ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حکومت امام مهدی علیه السلام نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حکومت می کند. چنانچه در در صحف ادریس پیامبر آمده است:

 "تو ای شیطان تا زمانی که مقدر کرده ام که زمین را در آن زمان از کفر و شرک و گناه پاک سازم، مهلت داده خواهی شد؛ ولی در این زمان به جای تو بندگان خالص و پاک دل و با ایمان روی کار می آیند. آنها را خلیفه می کنم و حاکم زمین می کنم و دینشان را استوار سازد که آنها تنها مرا می پرستند و هیچ چیز را شریک من قرار نمی دهند در آن روز است که تو و همه لشکریانت از پیاده و سواره را نابود می نماییم."
یعنی در آن زمان حنای شیطان و فرزندان او رنگی دیگر ندارد و در حکومت صالحان حکومت شیطان از بین رفتنی است.


منبع این نوشته : منبع
شیطان ,کشته ,زمان ,السلام ,حکومت ,امام ,علیه السلام ,مهدی علیه ,وجود دارد ,«یَوْمِ الْوَقْتِ ,درخشان حکومت ,علیه السلام نابود ,«یَوْمِ الْوَقْت